تا دمي هست مرا ياد كني تامجال جبران كم كاري دلهاست مرا ياد كني ياد من گر برود از يادت همين در روز جاری و زمان آیندهست مرا خاك كني ايندم،نفسي است گر نباشد مرگ است ياد بي همنفسي ها مرگ است. گرمرگ، بي همنفسي با يار است! تامجال جبران كم كاري دلهاست كاري بكنيم ياد ما گر نرود از يادي همنفسي، دم گرمي است كه روز بعد دارد.
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
ادمهاي اين حوالي زبانت را كه نفهمند، با نيش زبانشان حك ميكنند تمام نادانيشان را و تو ميماني حكاكي اين زمانه ...
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
من چقدر تو را از خود دريغ كرده ام.
من،قسمتي از تو را براي تمام لحظه هايم ميخواهم.
براي تمام لحظه هاي پيروزمنديم و شريك لحظه هاي سرخوردگيم همانجا سرم را بالا ميگيرم.
و تو را اينطور باور دارم ك فقط ميتوانم عاشق تو باشم.
برچسب: دريغ,
نویسنده: پرهام زارعینیا
روزي دنبال تمام شدن دنيا بودي
فكر ميكردي روزي چيزي يا كسي تمام دنيايت شود؟؟!!!
چرخش زندگي بهمين سادگي انكار نشدني و عجيب است.
برچسب: روزي,
نویسنده: پرهام زارعینیا
غم ميزند بر خانه ات
بر طبل بي عاري نزن
غم، باده ي مي ها ننوش . لبخند، سجاده نكن
تقصير را اندازه كن
اما عدالت پيشه كن
غم ميزند بر خانه ات
طوق غلامي ميزند
رداي قضاتي نپوش
بر طبل بي عاري نزن.
برچسب: غمزده,
نویسنده: پرهام زارعینیا
اينجا نصف جهان بيدار است...
و قدر بيداريشان،خورشيد خوابيده است.
به اندازه خواب آلودگيش كل فضا مسكوت است...
اينجا نصف جهان بيدار است.
برچسب: جهان,
نویسنده: پرهام زارعینیا
هجاهاي سنگيني ك بر زبان جاري نميشوند
و حرفاي ناتمامي ك هرگز شنيده نميشوند
خط خطيهايي ك اشكال هندسيش منشوري ميشود از احساس
و تلولو انتقام سختگيرانه عقل از احساس
و باز هم تعريف و تمجيد متظاهرانه عاقل اندر سفيان
و باز تكرار و تكرار و تكرار....
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
غم ميزند بر خانه ات
بر طبل بي عاري نزن
غم،باده ي مي ها ننوش، لبخند،سجاده نكن
تقصير را اندازه كن، عدالت پيشه كن
غم ميزند بر خانه ات، طوق غلامي ميزند
رداي قضاتي نپوش
بر طبل بي عاري نزن
برچسب: تقصير,
نویسنده: پرهام زارعینیا
پر آواترين حرفهايي است ك زمزمه ميشود
و خوشبحال ات ميشود آنوقت ك سكوتت شنيده ميشود.
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
و آن وقت ك سختگيرانه بر زمين و زمانه ناله ميكنند دنبال ك تضادش آرامشان ميكند همانكه سختگيرانه
دنباله رو اش بودند و راحت از آن گذر كردند. (آدمها غرورها ك بشكنند متصل ب زنجيري ميشوند ك تسلسل هم
در آن بي معني است)
و چه راحت گذر ميكنيم از انتخابهاي سختگيرانه مان چقدر متضاد از نيازهاي وجوديمان قدم برميداريم
ما آدمهاي زنجيروار...
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا
و خالي از عطش هايي از نوع اقتضاي زمانه
خط ب خط پر از شعرم،شعرهاي بي كلام و عارفانه
پر از تشويشم پر از سوالهاي بي پاسخ،با يك ذهن درگير و ترس جواب هاي بي پايه
ساكت غوطه ور در خلاء هاي خاص زمانه،با مهر و موم سكون از تب و تاب
خط ب خط شعرهاي عاشقانه.
پر ميشود هستيم از احساس، اما،پربار از دستچيني هايي عاقلانه.
برچسب:
نویسنده: پرهام زارعینیا